به گزارش همشهری آنلاین، سیاست کنونی دولت در طرح کالابرگ، پرداخت یارانه نقدی یکسان به همه خانوارهاست؛ موضوعی که گرچه ظاهراً عادلانه است اما منتقدان جدی دارد؛ چراکه ادامه این روند نهتنها مشکل فقر را حل نمیکند، بلکه با تحمیل هزینه سنگین به بودجه کشور، منابع را از مسیر اصلی خود منحرف میسازد.
در میزگرد تلویزیون همشهری با حضور علیرضا عسگریان، معاون امور رفاهی و اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در دولت سیزدهم، شهابالدین فولادی مقدم، کارشناس حوزه رفاه و تأمین اجتماعی، ۲ شیوه اعتباری و کالایی طرح کالابرگ موردبررسی قرار گرفت و درنهایت، بر این موضوع تأکید شد که اگر هدف توزیع برابر یارانه است، بهتر بود این مأموریت به خزانه واگذار میشد.

ضرورت سیاست کالابرگ برای تأمین کالری روزانه
علیرضا عسگریان، معاون امور رفاهی و اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در دولت سیزدهم: فقر و کالابرگ در همه کشورها وجود دارد؛ در آمریکا و اروپا نیز کوپن میدهند، زیرا اگر خط فقر شدید غذایی پوشش داده نشود، اشکالات شدید بین نسلی بروز میکند. برای جلوگیری از این مشکل باید ۲۱۰۰ کالری روزانه تأمین شود و کالابرگ متمرکز بر این موضوع است.
در دولت باید میز تخصصی رفاه وجود داشته باشد. ما میزهای تخصصی متعددی در حوزه ناترازیها داریم، اما رفاه همچنان مغفول است.
برای تأمین ۲۱۰۰کالری، یک سیاست مدون و علمی لازم است که ریشههای آن در بسته غذایی تعریف شود، بهگونهای که همه نیازها را تأمین کند. ما در ۱۱قلم کالای اساسی تضمین میکنیم که سلامت حفظ شود؛ این در مورد مادران و کودکان به ۱۶قلم افزایش مییابد.

هشدار درباره کاهش مصرف کالری و لزوم توجه دولت
شهابالدین فولادی مقدم، کارشناس حوزه رفاه و تأمین اجتماعی: وقتی همه کشور کالابرگ میگیرند، نمیتوان گفت همه زیر خط فقر نسبی یا مطلق قرار دارند. آمارهای رسمی از روند نزولی مصرف کالری حکایت دارد و این کافی است که دولت حساس شود و به سیاستهای حمایتی اولویت دهد؛ چراکه تغذیه اثرات طولانیمدت دارد.
حساسیت بجایی است که سیاستهای حمایتی به سمت تغذیه هدایت شده و دولت دسترسی حداقلی را برای همه تأمین میکند. کشور نیز در شرایط خاصی است و پوشش ملی در طرح حمایتی، حداقل در مرحله اول، عاقلانه است. سیاستها در سالهای بعد میتوانند مانند دورههای قبل، به سمت هدفمندشدن بروند.
چالشهای دهکبندی و پایگاه رفاه ایرانیان
عسگریان: دهکبندی براساس ۱۶شاخص انجام میشود که اشکالاتی نظیر واردنشدن اطلاعات ملک و مسکن در آن وجود دارد؛ اما وسع موجود همین است و خانوارها براساس این شاخصها دستهبندی میشوند. دلیل ایراد شاخص ملک، قولنامهای بودن بسیاری از املاک است که بهتدریج برطرف خواهد شد.
پایگاه رفاه ایرانیان اطلاعات ۱۶شاخص را تجمیع کرده و دهکبندیها قابلقبول است و در طرح کالابرگ میشد به آن تکیه کرد. اینکه همه بهصورت یکسان مشمول کالابرگ شدند، بنا به اقتضای شرایط بوده؛ زیرا وقتی همه مشمول میشوند، مقبولیت افزایش مییابد و اعتراض کمتر است. درحالیکه اگر بنا بود عادلانه باشد، اعتراض بالا میگرفت و نارضایتی بیشتر میشد. بهتر بود به سمت دهکهای کمدرآمد سوق پیدا میکرد.
در شیوه اعتباری، اختیار هزینهکرد به افراد سپرده میشود که برای دهکهای بالاتر مناسبتر است؛ اما میتواند به اخلال در بازار یک کالای خاص مثل گوشت منجر شود، چون همه، بهویژه در دهکهای بالا، آزاد هستند یک کالا را بیشتر خریداری کنند.
در شیوه دوم که کالایی است، باید برای ۳ دهک فقیر، هزینه ثابت نگه داشته شود، برای ۴ دهک بعدی نسبتی از هزینه اضافهشده پوشش داده شود و برای دهکهای بعدی هزینه مستقیماً به افراد منتقل شود. در این شیوه باید ۵۰همت به ۳ دهک اول، ۴۰همت به ۴ دهک بعد و ۳۰همت به سایر دهکها اختصاص یابد. با این رویه، کل درآمد حاصل از تسعیر نرخ، معادل ۱۲ میلیارد دلار مصرف میشود؛ اما آیا این عادلانه است؟
نقد دهکبندی بهعنوان مبنای سیاستگذاری
فولادیمقدم: پایگاه رفاه ایرانیان کار بزرگی بوده و الان مسکن هم بهصورت اجاره احتسابی بهعنوان شاخص ملک اضافه شده که قدری تغییر ایجاد کرده است؛ اما نکته اینجاست که وقتی دهکبندی مبنای سیاستها قرار میگیرد، مشکل ماهیتی دهکبندی نمایان میشود. دهکبندی باید بهعنوان تقسیمبندی مطالعاتی استفاده شود، نه اساس سیاستگذاری.
این تقسیمبندی ذهنی میشود و مردم به واسطه اینکه خود را با اطرافیان مقایسه میکنند، ناراضی میشوند. این نمیتواند مبنای سیاستگذاری قرار گیرد. باید از دهکبندی فاصله بگیریم و طرحها را براساس ویژگیهای خاص اجرا کنیم؛ مثل طرح یسنا که به مادران دارای فرزند شیرخوار اختصاص داشت، یا اینکه به کودک تازه متولدشده فارغ از دهک، مبلغی اختصاص یابد.
راهکار شناسایی هدفمند و توزیع متفاوت یارانه
عسگریان: ما همیشه مشکل شناسایی داشتیم و شبکه اعتباری ایجاد شده در دولت سیزدهم بر همین اساس بود. ما در مسیر گریزناپذیر قرار گرفتهایم و باید یک خط فقر غذایی تعریف کنیم و ابتدا نهادهای شناسنامهدار مثل بهزیستی و کمیته امداد را اضافه کنیم، سپس کارگران حداقلیبگیر و به همین ترتیب همه گروههای نیازمند شناسایی شوند و به فراخور میزان نیاز مشمول حمایتها شوند.
در این فرایند، من معتقدم اعتبار یک میلیون تومانی به همه داده شود؛ اما براساس وضعیت خانوار، برای نیازمندان سبد کالایی با تضمین ثبات قیمت اختصاص یابد و مابقی بهتدریج بخشی از هزینه به خانوار منتقل شود؛ تا دهکهای بالا که فقط یک میلیون تومان را میگیرند، اختیار هزینهکرد آن را داشته باشند.
توزیع مساوی یارانه عادلانه نیست
فولادیمقدم: ناعادلانه بودن یکمیلیون تومان برای همه مسلم است. ۷ دهک قبلاً کالابرگ میگرفتند، الان به همه یک میلیون میدهیم. در حقیقت ۳ دهکی که قبلاً کالابرگ نمیگرفتند، الان یک میلیون میگیرند و آنهایی که میگرفتند، ۴۰۰هزار تومان کمتر نصیبشان شده است. این محل سؤال است که قرار است چه اتفاقی بیفتد و یارانه دولت قرار است به چهکسی کمک کند؟

لزوم محاسبه دقیق خط فقر و پرهیز از شوک تورمی
عسگریان: ما باید دهکبندی را با سایر شاخصها مثل خط فقر شدید غذایی، استانی و … بسنجیم که مقدمهای برای شناسنامه رفاهی خانوار باشد. خط فقر شدید غذایی را میتوان با دقت بالای ۹۰درصد محاسبه کرد. این وقتی وارد شناسنامه رفاهی شود، هم فقر چندبعدی را نشان میدهد و هم کمک میکند حمایتها به هدف اصابت کند؛ اما در این حوزه دچار کمکاری و تنبلی هستیم.
اینکه ما ارز را تکنرخی کنیم و بخشی از درآمد آن را بهطور مساوی بین همه تقسیم کنیم، درست نیست. نمیشود با این نسخه، مثلاً بنزین را گران کرد و به همه یارانه مساوی داد؛ شوکهای ناشی از این تغییرات قیمت برای همه خانوارها یکسان نیست و دهکهای پایین قادر به تحمل شوکهای تورمی این تغییرات نیستند.
خود مردم هم میدانند این توزیع مساوی اعتبار کالابرگ ناعادلانه است و فعلاً در شرایط اضطرار، پرداختیها ادامه داشته باشد؛ اما در ادامه باید محاسبات و برنامهریزیها کارشناسی و علمی شود، چون کالابرگ برای دهکهای پایین نیاز است و برای دهکهای بالا نمیتواند نیازی را پاسخگو باشد. اگر قرار به توزیع برابر منابع باشد، خزانه میتواند این کار را انجام دهد و نیازی به اجرای طرح نیست.
نظر شما